عبد الجليل قزوينى رازى

232

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و سيّد حمزهء جعفرى ، و خواجه ناصحى ، و امير قوامى ؛ و غير اينان رحمة اللّه عليهم كه همه توحيد و زهد و موعظت و مناقب گفته‌اند بىحدّ و بىاندازه ، و اگر بذكر همهء شعراء شيعى مشغول شويم از مقصود بازمانيم ، و خواجه سنائى غزنوى كه عديم النّظير است در نظم و نثر و خاتم الشّعرايش نويسند ، او را منقبت بسيار است و اگر خود اين يكى بيت است كه در فخرىنامه « 1 » گويد كفايت است « 2 » : جانب هركه با على نه نكوست * هر كه خواه گير من ندارم دوست هر كه چون خاك نيست بر در او * گر فرشته است خاك بر سر او و اين جماعت را كه از طبقات النّاس اسامى و القاب و انساب ياد كرده شد همه شيعى و معتقد و مستبصر بوده‌اند ، و بذكر همهء كبار و گزيدگان سادات شيعه بنتوان رسيد و چون مصنّف سنّى گفته است كه : « درين طايفه كسى نبوده است كه او را در دين و دولت قدرى و منزلتى بوده است » بضرورت مجملى گفته آمد تا بدانند

--> ( 1 ) - استاد مدرّس رضوى در مقدّمهء حديقه گفته ( ص لا - 31 ) : « اين كتاب را حكيم بنام « حديقة الحقيقه » ناميده و به همين نام هم شهرت يافته است و محمد بن رفاء كه مقدّمه بر اين كتاب نوشته و خود را در آن مقدّمه « جامع حديقه » معرفى مىكند يكى از نامهاى اين كتاب را « فخرىنامه » گفته كه بمناسبت لقب بهرام شاه غزنوى كه فخر الدّوله بوده به اين اسم ناميده شده است » و در پشت جلد نسخه‌هائى نيز اين كتاب بنام « فخرىنامه » معرفى شده است فراجع آن شئت . ( 2 ) - در نسخ ع ث ب م دو بيت مذكور در متن هست اما در دو نسخهء « ح د » فقط بيت اول را نقل كرده‌اند و عبارت آنها اينست : « و اين خود يك بيت است از آن جمله ؛ فرد ( آنگاه بيت اول را نقل كرده‌اند ) » و قول مصنف ( ره ) كه گفته : « اين يكى بيت » با نقل كردن دو بيت در كتاب منافاتى ندارد زيرا در سراسر كتاب خود گاهى يك بيت نقل مىكند و از آن به « بيتها » تعبير مىكند ، و گاهى بيشتر از يك بيت ذكر مىكند و از آن به « يك بيت » تعبير مينمايد اما در نسخهء حديقه كه بتصحيح آقاى مدرس رضوى تصحيح شده است ( ص 261 ) فقط بيت اوّل ذكر شده ليكن قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در ترجمهء سنائى هردو را پشت سر همچنين آورده است : « جانب هركه با على نه نكوست * هر كه گو باش من ندارم دوست » « هر كه چون خاك نيست بر در او * گر فرشته است خاك بر سر او » .